طریقه تیجانیه و حرکت‌های جهادی ( فصل هفتم کتاب تصوف در غرب آفریقا نوشته حجت الاسلام و المسلمین سید محمد شاهدی )

طریقه تیجانیه و حرکت‌های جهادی
مقدمه

بخش‌های وسیعی از قاره آفریقا قرن‌ها زیر چکمه‌های استعمار بود و استعمارگران در این مدت علاوه بر غارت منابع اقتصادی مردم این منطقه، آنان را نیز به بیگاری کشیده و به عنوان برده به کشورهای اروپایی و آمریکایی می‌بردند. هنوز خاطرات تلخ آن دوران از اذهان مردم مظلوم این قاره محو نشده است. در برخی از کشورهای آفریقای سیاه، مانند سیرالئون، سنگال و تانزانیا، هنوز ما شاهد بقایایی از بازار برده‌فروشی هستیم.

استعمارگران علاوه بر استعمار مردم و این سرزمین در جهت منافع خود، در امور دینی آنان نیز خیانت‌هایی کردند که در کتب تاریخی بیان شده است. در برابر پدیده استعمار، مردم آفریقا دو دسته شده بودند: عده‌ای به حالت تسلیم و بی‌طرف بودند، و عده‌ای دیگر با پیروی از شیوخ و علمای خود، حرکت‌های ضداستعماری را آغاز کردند.

علمایی که حرکت‌های ضداستعماری را هدایت می‌کردند، اغلب از شیوخ طرق صوفیه و به‌خصوص طریقه تیجانیه و بعضی از اقطاب این طرق بودند. بسیاری از شیوخ طرق صوفیه در کشورهای شمال و غرب آفریقا با استفاده از پیروان خود، حرکت‌های جهادی و ضداستعماری را شروع کردند. از بین آنان شیخ‌عمر تال، شیخ‌حماه الله، شیخ‌عثمان دان‌فودیو، شیخ‌احمد بامبا و … دارای شهرت خاصی هستند. آنان توانستند حرکت‌های جهادی را علیه استعمار و در جهت نشر اسلام در غرب آفریقا انجام دهند. بعضی از این شیوخ در جهت تشویق مردم در پیوستن به حرکت‌های جهادی خود، از اندیشه مهدویت بهره می­بردند و بعضا خود و یا طرفدارانشان، شیخ‌را به عنوان مهدی موعود معرفی کرده و مردم را بر گرد او جمع می‌کردند.

قرن هجدهم و نوزدهم از طرفی برای غرب آفریقا دوران رشد و گسترش اسلام، و از سویی دیگر، دوره تنش و درگیری نظام‌های سیاسی غیراسلامی با حکومت‌های اسلامی در تاریخ ثبت شده است. ظهور نهضت‌ها و حرکت‌های جهادی در این منطقه از قارّه آفریقا، نظیر جهاد احمد لوبو در ماسینا (مالی) و جهاد شیخ‌عمر سعید فوتی در فوتاجالون و سنگامبیا (گینه-سنگال)، تنها نمونه‌هایی از این نوع هستند.

تمام این‌گونه جهادها و به‌خصوص جهاد عثمان دان‌فودیو با هدف اجرای شریعت اسلامی، پیاده کردن قوانین اسلام بر طبق سنن پیامبر اکرم ص و مبارزه با فساد سیاسی و اجتماعی بوده است که در برخی موارد به‌صورت تشکیل حکومت اسلامی چهره فروزنده خود را نمایان ساخته است.

شاید بتوان انقلابی‌ترین دوران نفوذ اسلام در غرب آفریقا را قرن‌های ۱۸ و ۱۹ دانست که در واقع این دوران را عصر انقلاب‌های اسلامی نامیده‌اند؛ چرا که شاهد سلسله جهادها یا جنگ‌های مقدسی به رهبری هواخواهان فولانی و مبلغان و سلحشوران مسلمان بوده است. مسلمانان فولانی که مردمانی سخت‌کوش بودند، از موطن اصلی خود در سنگال هجرت کرده و به­دنبال تغییرات و تحولات اساسی اسلامی، تاریخ اسلام را با نقاط عطف مهمی در این بخش از آفریقا روبه‌رو ساختند. جهادهای فولانی از مناطقی چون فوتاتورو، فوتاجالون، ماسینا، سوکوتو و دیگر مناطق آغاز و تا پایان قرن هجدهم سلسله‌وار ادامه داشت.

مورخان، جنگ مقدس مردم فولانی در غرب آفریقا را به پنج بخش اصلی تقسیم کرده­اند:

  1. حرکت اسلامی در فوتاجالون به‌سال ۱۷۲۵ و در نتیجه سقوط حاکمان مشرک و تشکیل یک حکومت اسلامی؛
  2. جهاد در فوتاتورو به‌سال ۱۷۷۵؛
  3. جهاد عثمان دان‌فودیو به‌سال ۱۸۰۴؛
  4. جهاد اسکو احمدو در ماسینا به‌سال ۱۸۱۸؛
  5. جهاد حاج‌عمر در سگو در اواسط قرن ۱۹٫

البته جهادهای فوق در ابعاد مختلفی چون رهبری، شرایط و استراتژی‌ها، دارای اختلاف و تمایز بودند و مهم اینکه مهم‌ترین نهضت‌ها یعنی نهضت دان‌فودیو بر انقلاب‌های بعدی خود، به‌خصوص در فوتاجالون و فوتا تورو تأثیر بسزایی داشته‌اند.

از سویی ما شاهد این بودیم که حرکت‌های اسلامی در دوران یادشده متأثر از کار تجاری با شمال آفریقا و شرق سودان نیز بوده است. نفوذ طریقه‌های تصوف در سودان غربی و گسترش فرقه‌های قادریه و تیجانیه در قرن‌های ۱۶ تا ۱۸ سهم مؤثری در این حرکت‌ها داشته‌اند.

از سوی دیگر، پیشینه جهادهای قرون فوق، به قرن‌ها قبل در آفریقا مربوط می‌شود و آن تأثیر، از زمان نفوذ و ورود اسلام در غرب آفریقا در قرن ۱۲ و۱۳ میلادی است.

در آن دوران، حاکمان هیچ‌گاه خواهان و علاقه‌مند اجرا و اِعمال قوانین اسلامی نبودند. مردم نیز ادیان بومی را با اسلام ترکیب کرده بودند. چنین شرایطی بود که در اواخر قرن ۱۷ میلادی، رهبران مسلمان در غرب آفریقا، تبلیغ و اصلاح مذهب را آغاز کرده و خواهان ایجاد و اجرای قوانین شریعت اسلامی شدند.

تعداد زیادی از رهبران علیه حاکمان آفریقایی در منطقه اعلام جهاد نموده و حکومت اسلامی را بنیان نهادند و چنین حرکت‌هایی باعث شد تا اوایل نیمه دوم قرن ۱۹، حکومت‌های جدید اسلامی تقریباً اکثر مناطق غرب آفریقا را در سیطره خود داشته باشند.

اما برخی از مورخان، نهضت‌های اسلامی را به دوره‌های پیش و پس از استعمار تقسیم کردند. اسلام التقاطی، بت‌پرستی و فقدان شریعت دینی، برخی از ویژگی‌های جهادهای پیش از دوران استعمار بود.

جهادها و انقلاب‌ها در دوران نخستین حضور استعمار با ویژگی‌هایی چند رخ داد:

  1. احساس تعلق مسلمانان به جهان اسلام؛
  2. گسترش سوادآموزی به زبان عربی در میان مسلمانان؛
  3. تقویت ابعاد معنوی و نظامی جهادها؛
  4. تسریع تحولات اجتماعی، یعنی ایجاد شهرهای جدید، حرکت جمعیت‌ها، تأسیس نهادهای جدید، و تغییرات اقتصادی و سیاسی؛
  5. توسعه روحیه وحدت و همبستگی اجتماعی.[۱]

در خصوص حرکت‌ها و جهادهای اسلامی در غرب آفریقا، نویسندگان آفریقایی و اروپایی کتاب‌ها و مقالات زیادی را نوشته­اند که از میان آنها، می‌توان به کتب ذیل اشاره کرد:

  1. گسترش اسلام در غرب آفریقا، اثر هیسکت مروین؛
  2. الثقافه العربیه الاسلامیه فی غرب أفریقیا، از عمرمحمد صالح الفلانی؛
  3. التفسیر و المفسرون فی غرب أفریقیا، نوشته محمدبن‌رزق‌بن‌طرهونی.

در اینجا به برخی از جهادهای اسلامی در غرب آفریقا که با هدف توسعه و نشر اسلام و مبارزه با استعمار شکل گرفته است، اشاره می‌کنیم:

جهاد حاج‌عمر سعید تال

در منطقه فوتاتورو، در شمال کشور سنگال، مجدّد بزرگ و صاحب پرچم اسلام و مجاهد بزرگی به نام حاج‌عمر بن‌سعید الفوتی ظهور نمود. وی در سال ۱۲۱۲ قمری برابر با ۱۷۹۷ میلادی متولد و از سنگال به مالی، نیجر، نیجریه، چاد، سودان، و مصر مسافرت نمود.

حاج‌عمر در سال ۱۸۲۸ به حجّ رفت و در آنجا تحت تأثیر و نفوذ خلیفه تیجانیه حجاز، یعنی محمد الغالی ابوطالب قرار گرفت و این خلیفه حاج‌عمر را به‌عنوان خلیفه شاخه تیجانیه غرب سودان منصوب نمود. وی هنگام بازگشت از سفر حجّ و اقامتش در مصر، از الازهر دیدار و با دانشمندان آنجا نیز ملاقات و گفتگو نمود.

وی در سال ۱۸۳۲، پس از بازگشت از حج، مدّتی را در سوکوتو(Sokoto-شهری در نیجریه) به‌سر برد و با دختر محمد بلّو (Bello پسر وجانشین عثمان دان‌فودیو) ازدواج کرد. پس از بازگشت از سوکوتو، به احیای میراث محمدی قیام کرده و دامنه نفوذ و تبلیغات خود را به ناحیه فوتاجالون در کشور گینه کوناکری گسترش داد و در آنجا جماعت تیجانیه را بنیان‌گذاری کرد و روزبه‌روز تعداد پیروان او افزایش پیدا کرد. دیدار از سایر کشورهای مسلمان‌نشین، انجام مراسم و اعمال حج و عضویت در فرقه تیجانیه، از جمله نقاط عطف در مسیر زندگی این رهبر مسلمان به‌شمار می‌رود که باید همواره مورد توجّه و امعان نظر قرار گیرد.

شخصیت، افکار واندیشه‌ها

عمر تال از گروه نژادی «تورودوبی» و از قبیله «توکولور» از منطقه «فوتاتورو» شهری در شمال کشور سنگال است. عنوان «الحاج» نشان می‌دهد که وی اعمال حج را به جای آورده است. در حقیقت، او به مدت تقریباً بیست سال، از وطن خویش دور بوده است. دوازده سال از این بیست سال را، به‌نظر می‌رسد که در سوکوتو سپری کرده و با قصر و دربار محمد بلّو معاشرت داشته و یکی از دختران وی را به همسری برگزیده و در این مدت حداقل یک کتاب مهّم نوشته است. تعدادی از دست‌نوشته‌های زیبای او هنوز باقی است و به‌طور کلی نشان‌دهنده آن است که خوب تحصیل کرده و با اصول و مبانی جهاد مسلمانان فولانی در غرب آفریقا آشنا شده و تأثیرات جهاد بر وی، از جهادگران سوکوتو گسترده‌تر بوده است.

او همچنین مدّتی را با «الکانمی» در «بُرنو» گذرانده است. مهّم‌تر اینکه، وی در مصر و مکّه اقامت کرده و با شیوخ آنجا به‌خصوص شیخ‌محمد الغالی در مکه و با مرکز بزرگ آموزشی الازهر در قاهره نیز ارتباطی داشته است. بدین ترتیب، او از حرکت اصلاحی و تجدید حیات اسلامی «وهابی» در عربستان در برابر حاکم عثمانی آگاه بوده است. همچنین وی به فرقه تیجانیه پیوسته و رهبری شیخ ‌مراکشی متوفا در سال ۱۸۱۵ میلادی را در سودان غربی پذیرفته است. این فرقه وضعیت و موقعیت مشخص و فعّالی را نسبت به فرقه قدیمی‌تر، یعنی قادریه دارد و اعضای آن، دارای الزامات اخلاقی معیّن و مشخصی هستند.

وی در سال ۱۸۴۹ با برخورداری از شاگردان و حامیان بسیار، هجرت به «دینگوری» در مرزهای «فوتاجالون» و «بامبوک» را رهبری و در آنجا رباط (زاویه) را تأسیس نمود. این مکان در جای دوری واقع شده بود و پناهگاه مذهبی برای آموزش نوآموزان عضو طریقه تیجانیه بود که بیشتر آنها از میان جوانان و فولانی‌های بلندهمّت و «تورودوبی‌های» قبیله «توکولور» منطقه بودند. این مکان، همچنین پایگاه قدرت بود که انتظار می‌رفت هسته مرکزی برای نیروهای نظامی و دولت را فراهم کند.

چنین پایگاهی، می‌توانست افراد داوطلب را از راه‌های دور و از گروه‌های نژادی مختلف به‌سوی خود جذب نماید. پایه‌های جامعه، به­ وسیله تجارت و مالکیت برده و سایر کالاهای جهانی که برخی از آنها با تجار اروپایی در ساحل برای به­دست آوردن سلاح و تجهیزات، معامله می­شد، مستحکم می‌گردید.

رباط‌ها یا زاویه‌ها، همواره در کشورهای شمال و غرب آفریقا، نقش اساسی در روند زندگی سیاسی اجتماعی مردم ایفا نموده و به‌طور جدّی بر عرصه‌های مختلف زندگی تأثیر داشته‌اند.

بدیهی است، افکار و اندیشه‌های فرق صوفی که خود نیازمند بررسی و تتبع جداگانه است، باید در این ارتباط همواره موردتوجه و ملاحظه قرار گیرد.

نتیجه اقدامات انجام‌شده، عبارت بود از اینکه در سال ۱۸۵۲، افرادی از منطقه «دینگوری» برخورد و درگیری آشکاری با مقامات و مسئولان بومی «بامبارا» پیدا کردند. این افراد به سلاح‌های مدرن مجهّز بوده و از نظر روحی، وضعیت و شرایط بهتری در مقایسه با جهادهای اجداد و نیاکان خود در غرب آفریقا داشتند.

اولین مسیر جهاد به سوی شمال، از طریق سرزمین‌های دارای طلا، یعنی «بامبوک» و «بُورِه» به سمت سنگال بالایی بود و نخستین موفقیت بزرگ در سال ۱۸۵۴، شکست پادشاهی «کارتا» در منطقه «بامبارا» و اشغال پایتخت آنجا، یعنی «نیورو» بود. شاید این عمل، یک اقدام انحرافی و شاید مسئله امنیتی نظامی به حساب آید. رویدادهای بعد حاکی از آن است که شاید هدف اصلی حاج‌عمر، سنگال پایینی بوده است؛ جایی که وطن او یعنی «فوتاتورو» در آنجا قرار دارد. درّه آنجا، شریان اصلی تجارت با جهان خارج را داشته و در بالای درّه، سپاه فرانسه در حال مبارزه و غلبه بر مسلمانان بودند تا به سرزمین‌های ثروتمند داخلی دسترسی پیدا کنند. درهرحال، دو سال مبارزه (۱۸۵۹-۱۸۵۷) علیه فرانسه در «گالام»، به حاج‌عمر ثابت کرد که او به اندازه کافی قدرتمند نیست تا آنها را از استحکامات نظامی خطوط مرزی در «مِدینا» بیرون کند.

امّا اگر حاج‌عمر مجبور بود سنگال را برای مسیحیان امپریالیست ترک نماید، تا سال ۱۸۶۱ پیروز شده و پادشاهی «بامبارا» در منطقه «سگو» در نیجر بالا، سقوط کرده بود.

این پیروزی، نقطه عطفی در مسیر و دوره زندگی حاج‌عمر ایجاد کرد. فولانی‌های «مسینا» از همکاری با او بر ضد «سگو» اجتناب کردند؛ زیرا در فرقه قادریه عضویت داشتند. برخی از سربازان فولانی، در حقیقت با «بامباراها» علیه سپاه حاج‌عمر جنگیدند و خلیفه آنها به عمر نامه‌های اعتراض و مخالفت نوشت؛ همان‌طور که الکانمی به عثمان دان‌فودیو نامه نوشت. امّا حاج‌عمر نمی‌توانست بپذیرد که رهبری مسلمانان در جای دیگری به جز خودش و تیجانیه قرار دارد.

گام بعدی وی این بود که فولانی‌های «مسینا» را تحت اقتدار و نفوذ خویش درآورد. شهر «حمداللهی» تصرف و تخریب گردید و در سال ۱۸۶۳، نیروهای حاج‌عمر در «تمبوکتو» حضور داشتند. امّا این اقدامات، واکنش‌های تلخی را در میان فولانی‌ها و «بامباراها» برانگیخت و قادریه و شیوخ کونتا و علمای محلّی به یکدیگر پیوستند. در سال بعد، درحالی‌که حاج‌عمر تلاش می‌کرد تا مقاومت مسینا را از میان ببرد، کشته شد و میراث آشفته‌ای را در «سگو» و «مسینا» برای پسرش «احمد سکو» که جانشین او شد، به یادگار گذاشت.

فعالیت‌های جهادی حاج‌عمر

او تعلیم و آموزش نیروهای نظامی، مذهبی و انقلابی را در فوتاجالون آغاز کرد و در «دینگوری» سلاح، تجهیزات و مهمّات جمع‌آوری نمود. وی جهاد خویش را علیه «کارتا» آغاز نمود. این دولت با دولت «فوتا»، «سگو» و «مسینا»، یکی از چهار دولت مهّم در آن زمان در غرب سرزمین هوسا به‌شمار می‌رفت.

دو دولت قدرتمند از میان این چهار دولت، پادشاهی «بامبارا» در منطقه «سگو» و «کارتا» بود. پس از فتح «کارتا» عمر مبارزه‌ جدیدی را با فرانسه آغاز نمود که به تازگی وارد این نواحی شده بود. امّا ورود فرانسه مانع تصرّف «سگو» نبود. وی پادشاه آنجا را در سال ۱۸۵۹ از بین برد و در سال ۱۸۶۲، شهر «حمداللهی» پایتخت مسینا را تصرف نمود و سپس به «تیمبوکتو» رفت. ولی شورش و قیام آنجا سبب گردید تا وی به «حمداللهی» بازگردد و به‌دنبال آن حاج‌عمر خود را در محاصره دید. «امپراتوری توکولور» که وی تأسیس نموده بود، سرتاسر سودان غربی، از «فوتا» تا «مسینا» و «کارتا» و «سگو» را شامل می‌گردید.

عوامل موفقیت جهاد عمر

اولین عامل موفقیت عمر بدون تردید، تجربه‌های ارزشمند سایر جهادها در مناطق عربی، مصر، برنو، سوکوتو و مسینا بوده است. زمانی که وی جهاد تیجانی را در فوتاجالون طراحی و به اجرا گذاشت، این سابقه و زمینه تجربی، سرمایه بزرگی برای او محسوب می‌شد. در کنار این سرمایه بزرگ، شخصیت و نفوذ و اعتبار شگفت‌انگیز وی به­عنوان دانشمند و سخنران، مریدان و شاگردان سرسخت و زیادی را به همراه داشت.

مهم‌تر از عامل فوق، شاید نفوذ فرقه تیجانیه بود که وی موفق شد جهاد خویش را در میان مردم توکولور و ماندینکا گسترش دهد.

فلسفه مساوات‌گرایی تیجانیه، مخالفت آنها با اصول رهبری نخبگان قادریه، سادگی و اساسی بودن آموزش‌ها و تعالیم اعتقادات اسلامی، و ادّعای برتری و تفوقّ بر قادریه، آرمان‌هایی بودند که سبب گردیدند تا افراد بسیاری به سوی پرچم عمر جلب و جذب شوند.

همچنین، ستم و تعّدی از سوی حاکمان بر مردم که از سوی اصلاحگران محکوم می‌گردید، و امید به اینکه جهاد، مردم را به شرایط و وضعیت زندگی بهتری هدایت خواهد کرد، باعث حمایت مردم از حاج‌عمر می‌گردید.

در یک دوره طولانی آمادگی نظامی فراهم شده بود. در این مدت، ذخیره‌سازی سلاح و تجهیزات نظامی انجام شد و این اقدامات به‌عنوان عوامل موفقیت جهاد ذکر شده است. شایسته است یادآوری گردد که موفقیت‌های اولیه حاج‌عمر، ناشی از اعتبار و حیثیت وی بود که افرادی زیادی از جمله صنعتگران را از «سنت لوئیس» در سنگال جهت پیوستن به نیروهای نظامی به‌سوی خود جذب می‌کرد.

تأثیرپذیری حاج‌عمر از سایر جنبش‌ها

حاج‌عمر تال در سال ۱۸۲۰ برای انجام مراسم حج به مکّه عزیمت نمود و به­مدت بیست سال از وطن خویش دور ماند. وی در طول این مسافرت، تجارب ارزنده‌ای را کسب نمود که افکار او را تحت تأثیر قرار داد و او را برای نقش آینده‌اش جهت رهبری جنبش و حرکت اصلاحی اسلامی آماده نمود.

ابتدا وی شاهد قیام و شورش وهابیت علیه ترک‌ها در عربستان بود. پس از آن، انقلاب محمد علی را با هدف تأسیس دولت مدرن در مصر نظاره‌گر بود. در نتیجه وی از دو نوع حرکت اسلامی اصلاحی در قرن نوزدهم که در خاورمیانه به وقوع پیوست، آگاهی داشت. همچنین وی از شهر بورنو که تحت حکومت الکانمی و سوکوتو تحت حکمرانی محمد بلّو بود، و از مسینا که تحت حکومت سرکو احمدو بود، دیدار کرده و حرکت‌های اصلاحی یا جهاد را در این مناطق مشاهده نمود. مهّم‌تر از همه، زمانی که در مکّه بود، به فرقه تیجانیه وارد و عضو این فرقه گردید و بعد به عنوان خلیفه یا رهبر این فرقه در سودان غربی منصوب گردید. با برخورداری از این تجارب ممتاز و برجسته گذشته، جای تعجّب نیست که وی پس از بازگشت، در سال ۱۸۳۸ خود را برای جهاد تیجانی آماده نمود.

تأثیرپذیری از سایر جنبش‌ها و حرکت‌های اسلامی و زیارت خانه خدا و ملاقات با دانشمندان آنجا و نیز آشنایی و عضویت در فرقه تیجانیه، از عوامل اساسی در شکل­گیری شخصیت حاج‌عمر و نهایتاً ظهور پدیده جهاد به­شمار می­آید.

موفقیت جهاد عثمان دان‌فودیو و تأسیس خلافت سوکوتو، تأثیر بسزایی در سودان غربی قرن نوزدهم داشت. آموزش‌های عثمان و موفق بودن جهاد وی، سبب گردید تا واحد‌های سیاسی بزرگی، از  اندیشه‌ها و افکار ایشان الهام بگیرند. اسلام در سرتاسر سودان غربی گسترش یافت و سبب گردید تا آموزش و تعلیم نیز ارتقا و افزایش یابد. در خارج از خلافت سوکوتو، حاج‌عمر تحت تأثیر وی قرار گرفت. حاج‌عمر کسی بود که «امپراطوری توکولور» را بنیان‌گذاری نمود. به‌طور غیر مستقیم جهاد عثمان دان‌فودیو، خط مشی و سیاست‌های ساموری توره را در امپراطوری وی که در میان مردم «ماندینکا» به‌وجود آورده بود، تحت تأثیر قرار داد.

تأثیرگذاری و نفوذ حکومت اسلامی در سوکوتو بر افکار و اندیشه‌های سایر جهادگران غرب آفریقا، به­صورت گسترده مورد تأکید و تصریح اکثر محقّقان و نویسندگان قرار گرفته است. نقش عثمان دان‌فودیو نه تنها در شمال نیجریه، بلکه در کشور‌های غرب آفریقا کاملاً برجسته و ممتاز است.

در قرن گذشته، در مناطقی از غرب آفریقا، یک‌سلسله انقلاب‌های اسلامی دیده شده است که از میان آنها می‌توان به نهضت عثمان دان‌فودیو در سرزمین هوسا، احمد لابو در مسینا و عمر فوتی در سنگامبیا و … اشاره نمود.

در میان جهادهای غرب آفریقا، قیام و انقلاب به‌وجودآمده به­وسیله عثمان دان‌فودیو، از ویژگی خاصی برخوردار است. جهاد حاج‌عمر به طور عمیق و بنیادین، از جهاد و انقلاب اسلامی عثمان دان‌فودیو که سرانجام به تشکیل خلافت سوکوتو منجر گردید، تأثیر پذیرفته است.

از جمله فعالیت‌ها و اقدامات حاج‌عمر، می‌توان به موارد ذیل اشاره نمود:

  1. وی امپراطوری اسلامی را تأسیس نمود که سودان را به غرب آفریقا متّصل می‌کرد.
  2. حاج‌عمر اعلام جهاد نمود و در سایه همین جهاد حکومت اسلامی را تأسیس کرد.
  3. همچنین، وی مراکز علمی و کتابخانه‌های اسلامی را در سرتاسر سنگال، گینه و مالی تأسیس نمود.
  4. در برابر استعمار فرانسه، مقاومت شدیدی از خود نشان داد.
  5. طریقه تیجانیه را در سودان غربی نشر داد.
جهاد المامی ساموری توره (Samori Ture) (1833-1898)

یکی از جهادهای مطرح و مهم در غرب آفریقا، جهاد ساموری توره بود. در غرب آفریقا، یک‌سلسله حرکت‌های فعّال و جنبش‌های انقلابی از قرن هجدهم تا قرن نوزدهم ظهور نمود. مسلمانان از مدت‌ها پیش و از مکان‌های مختلف، از دانشمندان اصلاح‌طلب به­واسطه تئوری جهاد و مسئله انتظار مجدِّد در آغاز هرقرن، الهام می‌گرفتند. در همین دوران، «حاج‌عمرتال» عضو طریقه اصلاح‌طلب تیجانی در فوتاجالون و ساموری توره در منطقه مالینکه اعلام جهاد نمود.

ساموری توره جهاد خویش را در سال ۱۸۷۰ میلادی در منطقه گینه کوناکری و ساحل عاج امروزی آغاز نمود. وی مدّعی بود که برای مسلمانان جهاد می­کند تا از بازرگانی و تجارت مسلمانان در برابر مالیات کفّار حمایت نماید. این مسئله سبب گردید تا جوامع بازرگانی مسلمان، به­سوی جهاد جلب گردد. ساموری جوامع مسلمان و غیرمسلمان را در منطقه زیرورو کرد تا اینکه استعمار فرانسه در حدود سال ۱۸۹۸ در مقابل او ایستاد.

مسیر و دوران زندگی

ساموری میان سال‌های ۱۸۳۲ و ۱۸۳۵ در منطقه «بیلا» Beyla که امروز در جنوب شرقی گینه واقع شده، متولد شد. پدرش دست‌فروش و گله‌دار بود و شغل اجدادش را که متعلّق به یک جامعه تجاری مسلمان یعنی «دایولا» بود، تعقیب می‌نمود. مادرش متعلق به یک خانواده بومی روستایی کشاورز بود. شاید ساموری در دوره اوّل زندگی تربیتی، بت‌پرست بوده است. اجداد پدری وی از مدت‌ها پیش، از «مسینا» به «کان‌کان» در گینه که مرکز «ماندینکا»ها، بود مهاجرت کرده بودند.

تمایلات تجاری و فعالیت‌های بازرگانان «دایولا» نقش اساسی در خط مشی و دوران زندگی ساموری داشته است. به مدّت چندین قرن، «ماندینکاهای دایولا» امپراطوری تجاری خویش را در ارتباط با منطقه جنگلی و منطقه دشت و جلگه آفریقا، توسعه و گسترش داده و کم‌کم در بازارهای شهری زندگی کرده و ثروتمند و قدرتمند شده‌اند.

در قرن نوزدهم، با موفقیت انقلاب‌های اسلامی در شمال، آنها تعدادی ایالت‌های کوچک در جنوب سودان تأسیس نمودند که «کونگ» (Kong) و «اُودین»( Odienne) نامیده می‌شدند و با تجارت نمک و دانه‌های «کولا» و بردگان، با جنوب در ارتباط بودند و در مرحله بعدی، به تبلیغ و گسترش اسلام علاقه داشتند.

ساموری جوان، ابتدا شغل پدرش را به عنوان خرده­تاجر دنبال نموده و همچنین به اسلام گروید. تا سال ۱۸۶۵ تاکتیک‌های مؤثری به­وسیله ساموری تنظیم و با سازمان‌های متعددی «قوانین دایولا» را در میان ایالت ماندینکاها، بنیان‌گذاری نمودند. کم‌کم قدرت نظامی غیرمعمول وی، منجر به توسعه ایالت‌های پراکنده میان منطقه جنگلی و امپراطوری توکولور گردید که حاج‌عمر در شمال ساخته بود.

در طی مرحله اول توسعه و گسترش مبارزات ساموری، وی از برخورد و درگیری با اروپایی‌ها، به خاطر منافعی که به جای دیگری متکّی بود، خودداری می‌کرد. امّا افزایش قدرت وی در برابر نفوذ و توسعه اروپایی‌ها در منطقه آفریقا، ضرورتاً مانع و سدّی محسوب می‌گردید.

ازآن‌رو که ظهور ساموری با رشد و نفوذ منافع اروپایی‌ها به خصوص فرانسوی‌ها در داخل غرب آفریقا مصادف بود، مقابله و مواجهه، دیر یا زود اجتناب­ناپذیر بود.

تعیین موقعیت تجاری ساموری در سمت جنوب، منجر به روابط صمیمی با انگلستان در «فری تاون» در سیرالئون گردید؛ جایی که پس از سال ۱۸۷۹ برای نیروهای وی سلاح ارسال می‌شد. دولت بریتانیا به‌هرحال، برای توسعه اقتدار خویش در داخل سرزمین‌ها، تمایلی نداشت؛ درحالی‌که فرانسوی‌ها در تلافی خسارت توهین‌آمیز «پورسیا» و «بیسمارک» در سال ۱۸۷۱، خواستار پیشرفت و ترقی فعال از سنگال تا سودان بودند که ممکن بود پایه‌های اساسی امپراطوری بزرگی را از آتلانتیک تا دریای سرخ، بنیان‌گذاری نماید.

تا سال ۱۸۷۳، ساموری «کان‌کان» را تصرف کرده و پایتخت خویش را در «بیساندوگو» تأسیس نمود. ناحیه سرزمینی او کم­کم نیجر بالا در نواحی «بوره» و «واسولا» را دربر گرفت. در طی دهه ۱۸۸۰، پیشرفت فرانسه متناوب و بی­ثبات بود و در هرواقعه­ای به­طور گسترده و وسیع، متوجه منطقه شمال علیه ایالت «توکولور» می‌گردید که تحت نفوذ پسر حاج‌عمر یعنی «احمدو» بود.

شکل‌گیری و ظهور جنبش و جهاد ساموری

ساموری توره از قبیله «دیولا» در سال ۱۸۳۳ در خانواده­ای فقیر متولد شد. او مجبور بود به ارتش ملحق شود تا برای نجات مادرش پول به­دست آورد. پس از آن، او به کار تجارت طلا و احشام از «واسُولا» و فوتاجالون مشغول شد. همه افراد قبیله «دیولا» به کار تجارت در مسیر‌های طولانی می‌پرداختند. آنها مسلمان بودند، ولی متعصّب نبودند. تا سال ۱۸۷۰، ساموری توره با سرعت و شتاب بسیاری همه ایالت‌های «واسُولا» را تصرّف نمود. بدین ترتیب در سال ۱۸۸۶، امپراطوری وی سومین امپراطوری بزرگ سودان غربی پس از «توکولور» و «سوکوتو»، و شاید امپراطوری «ماندینکا» بزرگ‌ترین امپراطوری آفریقای غربی در قرن نوزدهم به­شمار می‌رفت.

میان سال‌های ۱۸۸۵ و ۱۸۸۹، ساموری توره سیاست در برابر هم قرار دادن و درگیر کردن انگلستان و فرانسه را در پیش گرفت، تا از استقلال خود محافظت نماید. در سال ۱۸۹۱، ساموری فقط با فرانسه مواجه گردید.

ساموری و سپاهیانش آهسته به سمت شرق عقب­نشینی کرده و سیاست به آتش کشیدن و سوزاندن مزارع روی زمین را اجرا نمودند. بدین ترتیب، آنها روستاها، محصولات کشاورزی و هرچیز باارزش را سوزاندند. در نتیجه فرانسه یک کشور صحرایی و بیابانی و مرده را تصرف نمود. پس از هفت سال جنگ، فرانسه «سیکاسو» و «بوبو دیولاسو» را در سال ۱۸۹۸ تصرف نمود.

زمانی که نیروهای نظامی فرانسه از سمت شمال و از بخش غرب و جنوب به جلو پیشروی نمودند، ساموری مجبور شد پایتخت دوم خود «داباکالو» را رها و تخلیه نماید. زمانی که فرانسه به وی رهبری سالم و باامنیت و کناره­گیری بدون تنش و درگیری را در روستای خویش پیشنهاد نمود، وی این پیشنهاد را پذیرفت.

علی­رغم وعده و پیمان فرانسه، ساموری از طریق «سنت لوئیس» به گابن تبعید شد و در دوّم جون سال ۱۹۰۰ به­دلیل بیماری ذات الرّیه، وفات نمود.

فعالیت‌ها و اقدامات

انقلاب ساموری در دهه ۱۸۷۰، موفّق­ترین و مهّم­ترین انقلاب بود که به وسیله شورشیان زیادی از دهه ۱۸۴۰ سازماندهی شده و به جلو پیش می‌رفت و به­وسیله یک فرد «دایولایی» که تحت تعلیمات و آموزش‌های اسلامی در منطقه «سونینکه» قرار داشت، رهبری می‌شد. اگرچه ساموری کمتر تحصیلات داشت و در مقایسه با سایر رهبران جهاد نخستین[۲]، متعصّب و مجذوب دین بود، ولی بدون هیچ تردید، تا اواسط دهه ۱۸۸۰، وی قصد داشت تا مردم را به­سوی اسلام دعوت کرده و آن را به کار بندد.

ساموری توره همچنین لشکر و سپاه خود را اصلاح و به سلاح روز مجهّز نمود. این اقدامات، هم ساموری و هم منلیک، را توانا می‌ساخت تا برای مدت طولانی در طول دو دهه آخر قرن، در برابر نیروهای امپراطوری، از خود دفاع نمایند.

ساموری، حوالی سال ۱۸۷۰ در میان «مالینکه‌ها» جهاد را رهبری نموده و حاکمیت وی شامل نیمی از منطقه شرقی گینه و نیمه شمالی ساحل عاج و بخشی از غنای کنونی است. در همه‌جا، ساموری زیارتگاه‌های سنّتی را تخریب و مساجد را بنا نموده و برای همیشه این مناطق را اسلامی کرد و سرانجام به­وسیله نیروهای متحد فرانسه و انگلیس شکست خورد.

امپراطوری ساموری توره از بخش‌های شمالی سیرالئون مدرن و گینه تا باماکو، توسعه و گسترش یافته و مرکز تجاری مهّم «جولا» و مرکز اسلامی «کان‌کان» را شامل می‌گردید.

غلبه و پیروزی ساموری در غرب آفریقا و «رَباح» در منطقه چاد، در ربع آخر قرن نوزدهم، سبب گردید تا مسلمانان با اروپایی‌ها درگیر شده و مخالفت آنها با حکومت استعماری، سبب گردید تا اسلام را به رسمیت بشناسند.

ظهور ساموری، بخشی از همان حرکت ماندینکاها به­سوی واحد‌های سیاسی بزرگ­تر بود. وی متعلّق به «دیولا» بود. از «واسُولا» به تجارت طلا می‌پرداخت و از فوتاجالون به تجارت گلّه مشغول بود و در این مورد، از «فری تاون» و امپراطوری «توکولور» دیدن کرده بود. او مسلمان متولد نشده بود، امّا تحت نظر یک رهبری مذهبی در واسُولا اسلام آورده بود و از مبانی آموزشی و تعلیمات مذهبی حاج‌عمر آگاه شده بود. در حقیقت تعدادی از شاگردان و نوادگان عمر، بعداً مناصب و موقعیت‌هایی را در امپراطوری ساموری از آن خود کردند.

ساموری تا حدود سال ۱۸۷۰، با سرعت زایدالوصفی، ایالت‌های کوچک نواحی «واسُولا» را تحت اقتدار و نفوذ خویش درآورد. او «بیساندوگو» را پایتخت خود قرار داد و عنوان «المامی» را برگزید و «کان‌کان» را تصرّف نمود. تا سال ۱۸۸۶ میلادی، امپراطوری وی پس از خلافت سوکوتو و امپراطوری توکولور، سومین واحد سیاسی در سودان غربی به‌شمار می‌آمد.

ویژگی‌ها و خصوصیات جنبش و جهاد ساموری

ساموری توره، از قبیله «ماندینکا»، جنگجو و مبارزه برجسته‌ای بود که کم‌کم دولت مقتدر و نیرومندی را برای خود در اطراف «کونیا» گینه کنونی بنیان­گذاری نمود. ساموری متعلّق به یک گروه تاجر ماندینکای مسلمان با نام «دیولا» بود که در سرتاسر سودان غربی گسترش پیدا کرده بودند. بدین ترتیب وی به تجارت و گسترش اسلام علاقه­مند بود و درصدد بود تا به‌این‌دلیل، نواحی وسیعی را تحت کنترل خویش درآورد. بسیاری از این «دیولاها» مسافت‌های طولانی را تا فری تاون طی می‌کردند و در آنجا، سلاح به­دست می‌آوردند.

ساموری نه فقط برای وحدت سیاسی و احیا و عظمت «ماندینکا»، بلکه برای گسترش اسلام به‌عنوان سند اتحاد در کشور جدید، قیام نمود.

تخریب و انهدام بی­رحمانه آنیمسیم به­ وسیله وی، در مقایسه با آنچه انتظار می‌رفت، کمتر مورد خشم و نفرت واقع شده است. اقدام او به وسیله بسیاری، از جمله در سفر تبلیغی حاج‌عمر به «ماندینکا» مورد تأئید قرار گرفته و حداقل راه را برای ساموری فراهم نموده است. فعالیت‌های شاگردش در«کان‌کان» نشان می‌دهد که پیام عمر، مؤثر بوده است. فرقه صوفیه تیجانیه، با تأکید بر مساوات که حاج‌عمر آن را تبلیغ و ساموری آن را تأیید و همراهی می‌کر